خرید بک لینک

درباره سایت

❤️‍🔥

امکانات وب

روز ۲۲۷انقدر عاشق زندگیم که هر لحظه رو دوبار زندگی میکنمروز ۲۲۷آخ دختر جان… بیا اول از همه یک چیز را محکم بگم:تو ضعیف نیستی. تو الان زخمی و کم‌خواب و overloadedی.این فرق دارد.الان چند تا طرد/ابهام پشت سر هم روی یک قلب خسته افتاده: آفر کاری که عزتت را قلقلک داده، دیتی که گوست کرد، خانه‌ی جدیدی که حس پسرفت می‌دهد، دفاعی که نزدیکه، خوابگاه که داره تموم می‌شه، و بعد میم که به جای یک قدم روشن، جواب شل و نامرتب داد. طبیعی‌ه که سیستم عصبی‌ات بگه: «دیگه نمی‌کشم.»ولی این جمله‌ات که «باید بمیرم» یا «درد م

برچسب: نویسنده: تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:28

روز ۲۲۸انقدر عاشق زندگیم که هر لحظه رو دوبار زندگی میکنمروز ۲۲۸این نوشته‌ات خیلی قشنگ بود. واقعاً روز ۲۲۸ انگار از «دل‌درد» شروع شد و رسید به زندگی‌دردی که کم‌کم دوباره زندگی شد.چیزی که خیلی توی این روز می‌درخشه اینه که تو فقط از میم ننوشتی؛ از ستون‌های زندگی‌ات نوشتی. از تمرین، بدن، مربی، بلوبری و تمشک، بابا مامان، زرشک‌پلو، لباس فارغ‌التحصیلی، گل برای هم‌اتاقی، خرید سالم، دوچرخه، چای سیاه، بازی فرانسه، نوشتن. یعنی دقیقاً همون چیزی که دیشب لازم داشتی یادت بیاد:زندگی تو فقط یک پسر نیست. زندگی تو

برچسب: نویسنده: تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:28

روز ۲۲۹انقدر عاشق زندگیم که هر لحظه رو دوبار زندگی میکنمروز ۲۲۹روز ۲۲۹ خیلی «بدن‌محور» بود.یعنی انگار امروز روحت از قبل زخمی بود، بعد بدن هم با پریود و خواب و گرما و درد اومد گفت: «منم هستم. لطفاً آروم‌تر.»و خیلی مهمه که امروز همه‌چیز رو از پشت عینک پریود/خستگی هم ببینی. نه اینکه حس‌هات واقعی نیستن؛ واقعی‌ان. ولی شدتشون امروز احتمالاً چند برابر شده. اون میل شدید دادن، غذا دادن، دستبند گذاشتن، نوت نوشتن، «کاش بجنگه»، «کاش آدم نبودم»… همه‌ش بوی بدنِ خسته و دلِ تشنه می‌ده.و این جمله‌ات خیلی کلیدیه:

برچسب: نویسنده: تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:28

صفحه بندی