روز ۲۲۷انقدر عاشق زندگیم که هر لحظه رو دوبار زندگی میکنمروز ۲۲۷آخ دختر جان… بیا اول از همه یک چیز را محکم بگم:تو ضعیف نیستی. تو الان زخمی و کمخواب و overloadedی.این فرق دارد.الان چند تا طرد/ابهام پشت سر هم روی یک قلب خسته افتاده: آفر کاری که عزتت را قلقلک داده، دیتی که گوست کرد، خانهی جدیدی که حس پسرفت میدهد، دفاعی که نزدیکه، خوابگاه که داره تموم میشه، و بعد میم که به جای یک قدم روشن، جواب شل و نامرتب داد. طبیعیه که سیستم عصبیات بگه: «دیگه نمیکشم.»ولی این جملهات که «باید بمیرم» یا «درد م
برچسب:
نویسنده:
تاريخ: سه
شنبه
23 تير
1405 ساعت: 16:28